X
تبلیغات
نماشا
رایتل

نگاهی به ژرفای نگاه

ادب ورزی


هنگامی که مسلمانان برای جنگ بدر رهسپار بودند، در مسیر خود به عربی بادیه نشین برخوردند. از او پرسیدند: آیاسپاه قریش را دیده است؟ مرد پاسخی نداد. به او گفتند: به پیامبر خدا سلام کن. بیابان نشین ریشخندکنان پرسید: آیا رسول خدا میان شماست؟ مسلمانان گفتند: بله، پس بر او سلام کن!

مرد عرب نزد پیامبر آمد و گفت: اگر تو پیامبر خدایی، به من بگو در شکم این شتر ماده من چیست؟ سلمه پسر سلامه گفت :این مطلب را از رسول خدا نپرس. پیش من بیا، من به تو می گویم، آن گاه سخن نا مربوطی به زبان آورد! رسول گرامی فرمود:«دست بردار، به مرد دشنام می دهی؟!» پس به اعتراض، چهره از سلمه برگرفت.


حاشیه:پست امروز را به روز دیگر موکول کردم و پستی دیگری جایش قرار دادم تا شاید باعث تذکر گردد.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 07:22 ب.ظ | نویسنده: سید داود ساجد | چاپ مطلب 13 نظر